{؛ ژاکت ؛}

سرمای روزگار، تنها یک راه دارد...لباس گرم

{؛ ژاکت ؛}

سرمای روزگار، تنها یک راه دارد...لباس گرم

درباره بلاگ
دنبال کنندگان ۴ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب

۱۶ مطلب با موضوع «پوچگی» ثبت شده است

۲۸ دی ۹۵ ، ۰۰:۲۱

آقا و خانم

زندگی یک عرصه است؛ عرصه ای قطعا جذاب و پر فراز و نشیب...موجودی متولد میشود که چشم دارد اما توانایی آنچنانی برای دیدن ندارد؛ گوش هایی دارد ولی توانایی چندانی برای شنیدن ندارند؛ دست و پایی دارد که تقریبا هیچ یک از توانایی های گرفتن و راه رفتن را ندارند...همین موجود با گذر زمان به خود تغییراتی میدهد...همان دست و پا زدن هایی که به ظاهر کارکردی نداشتند، میتوانند دنیایی را زیر و رو کنند و اسم خود را به تمام عالمیان برسانند...

شهروند فردا
۲۷ دی ۹۵ ، ۱۳:۳۸

{؛ ژاکت ؛}

با سلام خدمت تمامی دوستان

مدتی بود که فکر تاسیس(!!!) یه کانال زده بود به سرم و ذهنمو بدجوری مشغول کرده بود...بلخره این فکر کار خودشو کرد :)

مطمئن باشید کانال بدی نیست؛ اونجا با شخصیت هایی مثل باباطاهر نمیه عریان و عموصامت بیشتر آشنا میشید

امیدوارم همونجوری که اینجا با ما همیشه همراه بودین، توی کانال هم ما رو تنها نذارین. بیصبرانه منتظر حضور گرمتون هستیم(نگران نباشید...کانال شلوغ پلوغی نیست!)

اینم لینک کانال:

https://t.me/jackat_blog_ir

البته برای راحتی کار، از قسمت پیوندهای وبلاگ (پایین صفحه اون گوشه سمت چپ) هم میتونین به کانال بپیوندین

شهروند فردا
۲۰ شهریور ۹۵ ، ۱۳:۲۶

خشتک های پرچم

داشتم توی پیاده رویی شلوغ قدم میزدم. یه آقا پسرِ به نسبت تپلی هم با یه شلوارِ بسیار تنگی داشت جلوم می رفت.
شهروند فردا
۲۷ تیر ۹۵ ، ۲۳:۱۰

توقف مطلق

عشق را سر بِبُر...
و همینطور من را...
و سرانجام خودت.
شهروند فردا
۲۷ خرداد ۹۵ ، ۰۲:۲۸

شعر بی شعور

کار شاعر سخت است/شعرِ باشعور سخت است

سخت این است که نگذارد/کارَش به جفنگ آید

شهروند فردا
۱۱ خرداد ۹۵ ، ۲۲:۵۴

امید...

جوانکی مغرور، که چندی بود نومید گشتندی و اندیشه هایی پوچ در سرش جولان دادندی و او را درگیر کردندی، نزد درویشی رفته و پندی امید دهنده طلب کردندی. درویش او را چنین گفتندی

شهروند فردا