ژاکت

سرمای روزگار، تنها یک راه دارد...لباس گرم

ژاکت

سرمای روزگار، تنها یک راه دارد...لباس گرم

درباره بلاگ
طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب
۱۱ خرداد ۹۵ ، ۲۲:۵۴

امید...

جوانکی مغرور، که چندی بود نومید گشتندی و اندیشه هایی پوچ در سرش جولان دادندی و او را درگیر کردندی، نزد درویشی رفته و پندی امید دهنده طلب کردندی. درویش او را چنین گفتندی: تو را پندی دهم، آن را تا زمانی که عجل سراغت را گرفتندی، آویزه ی گوش نما؛ تو جوانی جاهل هستندی و به چیزی جز پوچی و پخی نخواهی رسیدندی...!

جوانک که انتظار کلامی امیدبخش از درویش داشتندی، مبهوت ماندندی...دوباره از وی سوال کردندی: هی درویش...تو را چه شده است که جمله ی امیدت این شده؟؟؟

درویش مکثی نموددندی و با کمی تامل و تفکر، روی به جوانک کردندی...او را چنین گفتندی: تو را پندی دهم که آن را تا زمانی که عجل سراغت را گرفتندی، آویزه ی گوش نما؛ در نومیدی بسی امید است...!

جوانک نیز کمی درنگ نمودندی و دستش را به نشانه ی شکر، به طرف درویش بلند کردندی و سپس روی گردانده و همچنان که به افق خیره گشتندی، به سمت بیابان روی دهندی همه عمر...




...جملاتی از عمو صامت

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی