ژاکت

سرمای روزگار، تنها یک راه دارد...لباس گرم

ژاکت

سرمای روزگار، تنها یک راه دارد...لباس گرم

درباره بلاگ
طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب
۰۴ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۳:۰۱

بی پدر مادر

یک عمر سیاست را برای ما اشتباه ترجمه کردند...اشتباه فهمیدیم...و بعد اشتباه زدیم...!

یک دفعه برای یکی از تبلیغات کانال، این جمله ی بالا رو نوشته بودیم و با یک عکس و چیز های دیگه در کانال منتشر کردیم؛ ولی مدتی نگذشت که خیلی ها اون رو به شوخی گرفتن یا اصلا متوجه نشدن که ما داریم چی میگیم...بعضی ها هم که کلا ارتباطی بین این جمله و وبلاگ ما پیدا نکردن!
نمیدونم برای شما هم اتفاق افتاده یا نه؛ بعضی اوقات یک چیز هایی توی گلوتون گیر میکنه و به شدت دنبال این هستید که در یک موقعیت مناسب، خودتون رو از شر اون خلاص کنید. گاهی هم اون چیزی که اذیتتون میکنه، نه تنها شر نیست بلکه خیلی هم خیره؛ این موضوعی که امروز دلم رو زدم به دریا و میخوام درباره اش صحبت کنیم هم از همون مواری هستش که خیلی وقته میخوام اون رو فریاد بزنم...اونقدری که همه ی دنیا اون رو متوجه بشن!
ابتدا میخوام از شما یک سوالی بپرسم، وقتی اسم "سیاست" رو میشنوید، اولین چیزی که در ذهنتون نقش میبنده دقیقا چیه؟!
اصلا میخوام اول بریم سراغ برادرمون دهخدا، ببینیم که چی میگن ایشون:
حکومت، ریاست، رعیت داری کردن، نگاهداری، حراست، حکم راندن بر رعیت، حفاظت، نگاه داشتن، پاس داشتن ملک، داوری، تدبیر امور، مصلحت اندیشی و دور اندیشی.
اگر فقط به همین چند کلمه هم نگاه کنیم، میبینیم که هیچ جنبه ی منفی ای مطرح نیست. اگر بین این کلمه ها هم بخوام به تعدادی اهمیت بیشتری بدم، میرم سراغ کلماتی مثل حفاظت و رعیت داری کردن و مصلحت و دور اندیشی.

جالبه بدونید که این کلمه نه تنها واژه ی بدی نیست بلکه واژه ی بسیار خوبی هم هست؛ باتوجه به همون تعاریف بالا، این کلمه میتونه در قالب ها و جایگاه های متفاوتی باشه، یعنی اینکه میتونه تو فضای یک بچه ی دو ساله تا جایگاه بالاترین مقام یک کشور باشه. یک بچه ی دو ساله رو فرض کنید؛ با اینکه هنوز در راه رفتنش تعادل آنچنانی نداره، میخواد از بین اسباب بازی هایش که روی زمین پخش شده عبور کنه بدون اینکه به هیچ کدوم از اون وسایل برخوردی داشته باشه؛ اگه عملکرد این بچه ی کوچیک رو فقط به دو حالت تقسیم کنیم و از حالت های مابین این دو صرف نظر کنیم، یا شاهد عبور کاملا با بی دقتی کودک، از روی وسایل خودش خواهیم بود یا شاهد عبور کاملا با وسواس و با دقت و محتاطانه ی او. این دو تا خیلی باهم فرق میکنن، در حالت اول، اون بچه، با بی دقتی خودش، به خودش و اسباب بازی ها آسیب میرسونه درحالی که بچه در حالت دوم، با استفاده از هوش و زیرکی، هم خودش رو به سلامتی از بین وسایل میگذرونه و هم آسیبی به اسباب بازی هایش نمیرسونه.

حالا این مثال خیلی ساده و فی البداهه رو در مقیاس مثلا رئیس جمهور یک کشور ببرید و ببینید که چقدر این داستان میتونه آسیب های بزرگ و جبران ناپذیری رو به دنبال داشته باشه! در واقع وقتی میگیم که فلانی، آدم سیاست مداریه، به این معنیه که خیلی مغزش خوب کار میکنه و ساده تر، خیلی باهوشه...باور کنید فقط به کسی که میتونه مثلا در عرض یک هزارم ثانیه بگه که دو دو تا چندتا میشه نمیگن باهوش!...اصلا به کسی که این ویژگی رو داشته باشه ولی برای خرید دو کیلو گوجه به راحتی بتونن سرش کلاه بزارن که نمیشه گفت باهوش! اصلا این حدیثی که میفرماید "المؤمن کیس" داره به چی اشاره میکنه؟ به همون دو دو تا چهارتا؟! یا به اون هوشی که آخرش باید به بصیرت برسه؟ بازم میخوام به اون تعاریفی که بالا نوشتیم توجه کنید...ببینید متاسفانه این روزها سیاست یک معنی بد و منفی پیدا کرده؛ در این حد که وقتی به کسی بگن خیلی سیاست داره، همه فکر میکنن که طرف از اون آدمایی هستش که میتونه همه رو بپیچونه یا مثلا خیلی زرنگه (همون اصطلاح زرنگ بازی که خیلی شنیدیم) درحالی که این کلمات، همگی جنبه ی منفی و ناپسند دارند و اصلا کسی از این حرف ها خوشش نمیاد. این شرایط درصورتی هستش که باید کاملا برعکسش جا می افتاد.
یه مثال دیگه...از خیلی ها که درباره ی سیاست میپرسی، طرف خیلی سریع کلماتی مثل سیاست بازی و کثافت کاری و از اینجور واژه ها تو ذهنش میاد. چرا آخه؟! ببینید وقتی توی یک شهر چند هزار نفری، 50 تا...اصلا 100 تا دزد بگیرن، میشه گفت که کلا همه ی مردم اون شهر دزدند؟ یا اصلا از اون طرف...اگه در یک کلاسی، دو تا شاگرد با معدل بیست وجود داشته باشه، میشه گفت که همه ی اون کلاس، شاگرد ممتاز و با معدل بیست هستند؟ سیاست هم همینه...اگه بعضی ها توی پست هایی که در مملکت دارند، دزدی یا هر غلط دیگه ای میکنند، نمیشه کلا نسبت به سیاست (و همینطور نسبت به اصل نظام اسلامی) جبهه ی مخالف گرفت و سیاست رو همون کثافت کاری دونست. سیاست هم مثل یک وسیله ی برّنده ی مفیده ولی چون برّنده هستش، باید مواضب باشیم که در چه جهتی از اون استفاده کنیم، در واقع سیاست یک مقوله ی کلی هستش و چیز دیگه ای به اسم "جهت" و "سو" برای اون تعریف میشه و میتونه مثبت و منفی تاثیر بگذاره؛ فکر میکنید در اتاق فکر غربی ها، یکسری آدم نفهم و بی سواد، دور هم جمع شدن، قطعا نه؛ تمامی اونها، سیاست مدار های بزرگی هستن، حالا افرادی مثل حضرت آقا هم افراد سیاست مدار بسیار بزرگی هستن، ولی فرق بین این دو طرف در کجاست، همون جهت و سویی هستش که عرض کردم، به یکی علامت مثبت و به یکی علامت منفی میده که قطعا چیزی که عاید اون افراد میشه هم تحت تاثیر همین علامت خواهد بود.
سیاست از قضا چیز بسیار خوب و به شدت لازمی هم هست...نه فقط برای مسئولین کشور، برای همه ی مردم دنیا...عدم سیاست یعنی همون عدم بصیرت...وقتی کسی خوب رو از بد تشخیص نمیده، سیاست نداره، بصیرت نداره...این مشکل خیلی بزرگیه که متاسفانه تو مملکت ما هم زیاد دیده میشه...البته سؤتفاهم پیش نیاد، من با سیاست زدگی که اتفاقا این هم تو کشور ما بسیار زیاده مخالفم...اینکه وقتی از همون بچه ی دو ساله درباره ی سیاست چیزی بپرسی، بشینه برای شما تمام تحولات منطقه و روابط بین آمریکا و کره شمالی رو تحلیل بکنه هم اتفاق خوبی نیست، اون هم تحلیل های کاملا سطحی...اینکه اون بچه، به جای اینکه بیشتر زمان زندگی رو به بچگی کردن و البته بازیِ زندگی بگذرونه، کار اون، نظر دادن و حضور زیادی فعال در بحث های سیاسی و مناظره های انتخاباتی خانگی و فامیلی بشه یک اشتباه بزرگه و بعدها صدمه میزنه...ولی حرف من اینه که هرکسی باید با توجه به یکسری چیزها، در حد مورد نیاز خودش، سیاست و زیرکی و باهوشی و در یک کلام، بصیرت داشته باشه؛ اینکه طرف با یک حرف ساده ی یک مسئول دون پایه ی آمریکایی درباره ی جنگ با ایران، شب نتونه بخوابه یا اگر هم خوابید، مدام کابوس ببینه، اینه که به کشور صدمه میزنه...یا اگه یک ساعت درباره ی حمایت از تولید ملی باهاش صحبت کنی و بعد بگه که من حتی لباس زیر خودم رو هم معمولا ترکیه ای میخرم و خیلی هم از اون راضی هستم، اینه که افتضاحه...بنده این رو میگم...
جلوی خیلی ها که اسم سیاست رو بیاری بلافاصله برمیگرده میگه که "سیاست بی پدر مادره"!! اتفاقا من میخوام بگم که نه تنها با پدر مادره، بلکه خیلی هم پدر و مادر خوبی داره و بسیار خانواده ی سالمی هستند! اینکه کسی در جایگاه خودش کثافت کاری میکنه، این به معنی ضرورتِ دور بودنِ ما از سیاست نیست، بلکه به معنی ضرورت و واجب بودنِ نزدیک تر شدنِ ما به سیاسته...اگه ما سیاست و بصیرت داشتیم، نمیگذاشتیم که چنین کسی پاش رو تو جایگاهی بذاره که با پول مردم، زندگی خودش رو از این رو به اون رو بکنه یا به اسم مردم، عزت و شرف ملت رو در دنیا، زیر سوال ببره...مطمئن باشید اگه ما بصیرت داشته باشیم، خیلی از مشکلات مملکت هم حل میشه...فکر میکنین این افرادی که مسئول میشن از کجا اومدن؟ خب همین ما ها هستیم که یا اون ها رو انتخاب میکنیم یا خودمون پسفردا اون پست رو میگیریم. باور کنین که این دین و تقوایی که این همه گفته میشه، همین داشتن بصیرت و سیاسته...بصیرت...این کلمه خیلی وسیع تر از اونیه که فکرشو بکنید...
و کلام آخر...اونقدری باید معنی واقعی سیاست برای ما جا بیوفته که با تمام وجودمون این جمله ی امام رو که گفتن "اسلام، تمامش سیاست است" رو با تمام وجودمون درک کنیم.
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۰۲/۰۴

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی