ژاکت

سرمای روزگار، تنها یک راه دارد...لباس گرم

ژاکت

سرمای روزگار، تنها یک راه دارد...لباس گرم

درباره بلاگ
طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب
۲۵ شهریور ۹۶ ، ۰۱:۵۶

کمه ولی...

مدیریت از جمله کارهای سخت در دنیاست و کلا مدیریت، نگهداری و هدایت یک مجموعه، کار دشواریه، با این حال، همه دوست داریم که در آینده یک مدیرِ موفق شویم. دلیلش چیه؟پول!

باور کنید اکثرمون با این تصور که "مدیر ها، کار خاصی نمیکنند و این کارمندان و کارگران هستند که کارها را انجام میدهند، پول را هم فقط مدیر میگیرد و بقیه هیچی!" دوست داریم ما هم یک مدیر شویم و لذت دنیا و آخرت (؟!) را ببریم. متاسفانه، این تصور تا حدی در بین ما رسوخ کرده که خیلِ زیادی از ما، یک روزی به پُستِ مدیریت میرسیم و دقیقا با همین سیستم کار میکنیم و در صورت هرگونه مخالفتی هم به شدت ناراحت میشویم و اگر بتوانیم خشونت هم به کار میبریم!

اما حقیقت اینه که مدیریت کردن، کار سخت و بسیار مهمیه؛ از یک مجموعه ی کوچک مثل یک گروه بچه های یک کلاس که میخواهند یه آزمایش را درست و تجربه کنند، گرفته تا یک مجموعه ی بزرگ مثل یک کشور.

وقتی کسی، پُستِ مدیریتِ یک مجموعه ی بزرگ و مهم را به عهده میگیرد، باید انجام خیلی از کارها را در خود ببیند و تواناییِ این را داشته باشد تا در صورت مواجه با مشکلات مختلف، واکنش های لازم را نشان دهد. برویم سراغ اصل مطلب؛ هر فردی که به عنوان یک مقام مدیریتی بالا، مثل یک رئیس جمهور، جلو می آید و آن را قبول میکند، باید یک تیم بسیار قدرتمند و باهوش و با تقوا و البته با تجربه را با خود همراه کند تا بتواند که آن مجموعه ی عظیم را مدیریت و هدایت کند. البته به هیچ وجه نمی توان از تأثیر مردم در این قضیه چشم پوشی کرد و قطعا، مردم هم وظایفی دارند که در این ماجرا بسیار مهم و کلیدیست.

کشور ما، کشوری بزرگ و تا حدودی پُر جمعیت و غنی از منابع طبیعی و خیلی مزایای دیگر است و همینطور دست به گریبان با خَروارها مشکل. به همین نسبت هم، مدیریت کردنِ آن بسیار سخت است. این باعث میشود تا نقاط قوت و ضعفِ افرادی که در آن مسئولیت دارند، خیلی اهمیت پیدا کند. این مدیریت کردن، موارد بسیاری از قبیل موضوع اقتصاد، فرهنگ، تولید، صنعت، بازار، عدالت اجتماعی، پیشرفت علمی، استفاده درست از منابع و غیره را شامل میشود که هر کدام برای خود یک مقوله ی بسیار سنگین و عظیم هستند. حال فکر کنید که مسئولیت های اجرایی اصلی کشور، بر عهده ی دولت خواهد بود و آن هم باید از پسِ تمامِ وظایفش بر آید. سپس این مشکلات هستند که هجوم می آورند و اینجاست که اهمیت این قوّه نمایان میشود.

در این دریای مشکلات، موضوع وابستگی ما به خارج از این مرزها هم یک دردسری شده است که هر روز هم یک داستان جدید را برایمان عَلَم میکند و ما هم معمولا یا راه حلی نداریم یا با راحت ترین و دَمِ دست ترین راهکار ها به استقبال آن میرویم! این سیستم، بدترین سیستم مدیریتی برای یک کشور است و تواناییِ این را هم دارد که خیلی سریع، کلِ آن کشور را از پا در بیاورد. این که واقعا چرا ما تا الان سرِپا مانده ایم، دلایلِ دیگری دارد...

موضوعِ واردات، از مهمترین موضوعات در این زمینه است، به برکتِ این دولت، واردات، سهمِ بسیار زیادی را در اقتصادِ ما به عهده گرفته که مدام هم با حرف های مختلف، توجیه میشود. از دسته بیل و سنگِ پا و پیاز و سیب زمینی بگیر تا لوکس ترین خودرو های دنیا. آقای اسحاق جهانگیری که همه ی ما میشناسیمش و بنده هم از انتخابات، بیشتر از قبل با ایشون آشنا شدم!، اخیرا از وارداتِ آب، در صورت نیاز خبر دادند! جمله ی ایشون، درواقع، عمقِ فاجعه و اوضاعِ افتضاحی را که وجود دارد را نمایان کرد؛ نه اینکه اوضاعِ آبِ کشور چقدر خراب است...نه! بلکه وخامتِ اوضاعِ مدیریتِ آقایان را نشون داد. اینکه حتی برای آب هم باید دست به دامانِ خارجی ها شد و اولین نیازِ مردم را هم به همین راحتی از دسترسِ خودمان خارج و به بیگانگان بسپاریم، یک افتضاح وحشتناک است!

مقوله ی کم آبی، موضوع بسیار مهم و حساسیست، به حدی که دیگر از جمله ی "هست ولی کمه" دارد به "کلا نیست" تبدیل میشود. این بدان معنیست که دیگر هیچ کدام از تصمیمات اولیه و کوتاه مدت فایده ای ندارند و باید همین الان (با اینکه خیلی دیر شده) یک تصمیم بزرگ و جدی و مهم گرفت. اینکه بیاییم و با واردات، کلا صورت مسئله را پاک کنیم که نشد راه حل!

کشاورزی یکی از آن فرآیندهاییست که در کشور ما، به بد ترین حالتِ ممکنه اجرا میشود و بیشترین آب ها را مصرف میکند، خیلی از صنایع هم متاسفانه از آب قابلِ شُرب استفاده میکنند. این وسط، خودمان هم میشویم قوزِ بالا قوز! هیچکس منکِر هزینه ی بالای مکانیزه و درست شدنِ سیستمِ کشاورزی نیست ولی قطعا نه تنها خود این هزینه ها، بلکه چندین برابرِ آن هم دوباره به جیبمان برخواهد گشت. این را نه من، خودِ متخصصان و کارشناسان میگویند و البته که با یک حسابِ سرانگشتی هم میتوان به مفید بودن و حتی سود دِه بودنِ آن پی برد. آب را خیلی راحت و ساده، همینجوری در زمین ها رها میکنند و مثلا 2 ساعتِ دیگر می آیند قطع میکنند، در همین 2 ساعت، هزاران لیتر آب است که میرود و کمترین محصول را هم میدهد در حالی که میشد در همان 2 ساعت، چند برابرِ آن زمین را با یک دهمِ آن آبیاری کرد و چندین برابر هم محصول برداشت کرد. صنایعِ زیادی هستند که به جای استفاده از آب های غیرِ قابلِ شُرب و البته متناسب با صنعت، از آبِ شُرب استفاده میکنند و خیلی از صنایع هم با اینکه میتوانند از آب های معمولی و تصفیه نشده هم استفاده کنند، باز هم سراغِ آب های تصفیه شده و غیرِ قابلِ شُرب میروند (تصفیه ی آب، درصدهای متفاوتی دارد). حتی در آب های خانگی هم مشکل وجود دارد. در دستشویی و حمام هایمان هم آبِ قابلِ شُرب استفاده میکنیم. خودمان هم که هیچی...هنوز که هنوزه، ماشین هایمان را با شلنگِ آب میشوریم، هنوز موقعِ ظرف شویی، آب را کامل باز میگذاریم، هنوز حمام هایمان یکی دو ساعت طول میکشند و کلی آب مصرف میکنیم، هنوز ...

اینکه ما مردم، خیلی کم مراعات میکنیم و عمقِ مشکلِ کم آبی را واقعا درک نکردیم، کاملا درست است ولی حقیقت اینه که بیشترین مصرفِ آب در حوزه های دیگری که گفتیم، مانند کشاورزی و صنعت است. در چنین حوزه هایی هم فقط به وسیله ی حکومت و قوانین است که میتوان کاری کرد. مثلا برای همین کشاورزی، میتوان 3 عملکردِ مختلف (بدونِ در نظر گرفتنِ وارداتِ آّب) داشت؛ اولین راه این است که کلا درِ کشاورزی در کشور را تخته کنیم و کلا همه چیز بشود واردات! دومین راه این است که فقط تولیدِ محصولاتی که زیاد آب مصرف میکنند را حذف کنیم. راهِ آخر هم این است که یک شیوه ی مکانیزه و مطابقِ علمِ روزِ دنیا را برای کشاورزانِ خود به کار بگیریم و تمامِ محصولاتِ موردِ نیاز را هم با همان سیستم تأمین کنیم. خب نظرِ شما چیه؟ اگر به آقایونِ دولتی باشد که قطعا به سراغِ راهِ اول خواهند رفت. چرا؟ واضحه...این آقایون کلا عادت به پاک کردنِ صورت مسئله دارند و میخواهند همه ی مشکلات هم به راحتی و با کمترین زحمت حل شود؛ اینان، همان هایی هستند که وقتی دیدند قیمتِ تولیدیِ بعضی از محصولات، با قیمتِ درج شده روی آن، با احتسابِ تمامِ سود و زیان ها، تطابقِ لازمه را ندارد، گفتند باید کلا درجِ قیمت را از روی محصول برداشت!!! خب اینکه خیلی بدتر میشود...دیگر هر کسی، هر محصولی را با هر قیمتی که بخواهد میفروشد و شما هم هیچ حرفی نمیتوانی بزنی، چون دیگر قیمتِ مشخص و ثبت شده ای وجود ندارد! به جای اینکه دستگاه های نظارتی، عملکردِ بهتر و دقیق تری داشته باشند، کلا قیمت را برمیدارند که دیگر هم فروشنده هر قیمتی خواست، بفروشد و هم عزیزانِ ناظر، به زندگیِ خودشان برسند و اینقدر درگیرِ کار و وظیفه نشوند :/

این مشکلِ کم آبی هم یک مقوله ی مهم و حیاتی و برای کشور است و واقعا باید اولویت قرار بگیرد. اینکه بیاییم و دست به وارداتِ آب بزنیم، نه تنها مشکلی را حل نمیکند، بلکه یک نقطه ی خطر و دردسرِ دیگری میشود که به قبلی ها اضافه میشود. ما در شرایطِ تحریمی به سر میبریم، در چنین شزایطی، اگر یک نیازِ واجب و اولیه ی مردم را هم از طریق واردات تأمین کنیم، یک گزینه ی جدی برای تهدید داریم که با کوچکترین حرکتی، میتواند خسارتی جبران ناپذیر وارد کند. یک زمانی، با اینکه خودمان هم بنزین تولید میکردیم، باز هم بستنِ وارداتِ بنزین، یک اهرمِ فشار شد و با تحریم کردنِ آن، مشکلاتی را به وجود آوردند. حال فکر کنید که جای بنزین، آب باشد. اگر یک آلودگیِ کوچک در آن آب باشد و ما هم به آن پی نبریم، میدانید که چه اتفاقی خواهد افتاد؟ اینکه باید نیاز های اولیه، به طورِ کامل در داخل تأمین شود، یک أمرِ مهم و البته ساده و پُر واضح است. چرا کلی زور زدیم تا در تولیدِ چیزی مثلِ گندم، خودکفا شویم؟ در چنین مواردی خیلی باید دقتِ نظر داشت. راهکارِ وارداتِ آب، حتی برای کوتاه مدت هم گزینه ی خوبی نیست (البته که در مصاحبه ی آقای جهانگیری، هیچ اسمی از راهکار کوتاه مدت به میان نیامد)، چون اولا که تمامِ خطرهایی که برخی از آنها در بالا گفته شد، وجود دارند، دوما همانطور که گفتم، باید برای این قضیه، یک راه حلِ جدی و بلند مدت اجرا کرد و دیگر وقتی نیست که به راهکارهای کوتاه مدت پرداخت. با توجه به شناختی که از آقایون داریم، در صورت انجام هر راهکارِ کوتاه مدتی، هیچ اقدامِ بلند مدت و درست و حسابی ای انجام نخواهد گرفت و تا چند وقتِ دیگر، دیگر واقعا هیچ آبی برای مصرف نخواهیم داشت. یادِ جمله ی آقای روحانی افتادم که در آن اوایل، گفته بود آبِ خوردنِ ما هم به تحریم ها وابسته است، خدا نکنه که این قضیه، یک روزی به واقعیت بپیونده...

جالب است که بدانید، با همان سیستم ها و دستگاه های انرژی هسته ای، میتوانستیم آبِ شور را به آبِ شیرین تبدیل کنیم. یعنی همان منبعی که آقایونِ عزیز، با برنامه ی اقدامِ مشترکی، به بادِ فنا دادند تا چهارتا تحریم حذف شود که متاسفانه همان هم نشد و باز هم طبقِ روالِ گذشته و گهگاهی بدتر از قبل، تحریم شدیم. حالا مدام هم در رسانه های داخلی داد بزنیم که این کار ها، نقضِ صریح روح و جسم و جان و ننه و بابای برجام است...! تا وقتی ما کاری نکنیم، توقعِ اقدامی مثبت از طرفِ غربی ها، توقعی بیجا و بیهوده خواهد بود. تا وقتی که کسانی که میخواهد به عزت و شرف و اقتدارِ کشور و نظام، کمکی کنند را هم به توپ و دشنام و تحریم و تیکه ببندیم، به هیچ جا نخواهیم رسید، بلکه برگردیم به گذشته هایی مثلِ وضعیتِ قاجارها و پهلوی ها و امثالهم...

به نظر می آید بیشتر از آنکه آب کم باشد، مدیریت، فرهنگ و عقل، کمه...

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی