{؛ ژاکت ؛}

سرمای روزگار، تنها یک راه دارد...لباس گرم

{؛ ژاکت ؛}

سرمای روزگار، تنها یک راه دارد...لباس گرم

درباره بلاگ
دنبال کنندگان ۵ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب
۱۸ فروردين ۹۶ ، ۰۰:۱۴

چرا؟

چرا...؟ نه واقعا چرا؟!...خب برام سوال شده دیگه...چرا؟
بله سوال تو دنیا زیاده ولی خب تو ذهن هرکسی یه سوالاتی به وجود میاد دیگه...الآن هم برای من این سوال پیش اومده...چرا...، بذارید براتون بیشتر توضیح بدم؛
مثلا برای یکی این سوال پیش میاد که چرا سیب از درخت افتاد؟
برای یکی دیگه این سوال پیش میاد که چرا باید زمین صاف باشه؟...چرا گِرد نباشه؟
واسه یه نفر این سوال میشه که چرا از چهارتا شمعِ جلوی آینه، به یه چیزی مثلِ برق نرسیم؟!
یکی دیگه مثلا میپرسه چرا پرنده ها بتونن پرواز کنن ولی آدم نتونه؟...چرا آدم هم یه چیزی به اسمِ طیّاره درست نکنه و نپره؟ و چرا یسری دیگه باهاش سقوط نکنن کفِ آسفالت؟!
یه نفر هم سوال میکنه چرا هسته ی اتم رو جِر ندیم و به یه انرژیِ خفن نرسیم؟...چرا اصلا اونو تبدیل به بمب نکنیم؟...چرا کلی آدم رو باهاش شرحه شرحه نکنیم؟
یکی دیگه هم این سوال به ذهنش میاد که چرا نریم یه مسافرت و سرِ راه یه قاره رو هم کشف کنیم و صاحبش بشیم؟ خودِ مردمش رو هم برده ی خودمون نکنیم؟
یا مثلا یکی هم از خودش میپرسه چرا دورهمی یه شرکتی نزنیم و یه سیبِ گاز زده و دهنی رو هم به عنوانِ مارکش انتخاب نکنیم؟!
یکی هم سوالِ ذهنش میشه چرا شرکتِ هواپیما سازیِ خودمون رو تبدیل نکنیم به خودرو سازی؟...چرا برای لوگوی ماشین ها هم از سه تا حرف استفاده نکنیم؟
برای یه نفرِ دیگه هم سوال پیش میاد که چرا از روی هر چیزی کپی نکنیم و با بی کیفیت ترین حالت ممکنه اون رو تو دنیا پخش نکنیم؟
یه نفر هم اون گوشه وایستاده و این سوال به ذهنش اومده که چرا باید به حرفِ یه اُزگلی مثلِ شاه گوش بدیم؟...چرا نباید بزنیم تو دهنش؟...چرا از مملکتمون بیرونش نکنیم؟...چرا انقلاب نکنیم؟...چرا نگیم که آمریکا هیچ غلطی نمیتونه بکنه؟!
یا یکی دیگه این سوال رو میکنه چرا باید تا 25 سالِ دیگه یه سگِ هار، تو منطقمون نگه داریم؟
یکی دیگه هم میپرسه که چرا پراید نسازیم؟!
یکی هم از اون تهِ سالن سوال میپرسه که چرا تورم رو تک رقمی نکنیم؟...چرا رشدِ اقتصادیِ تپل نداشته باشیم...حتی شده به صورتِ سمبلیک؟!! چرا برجامِ یک، دو، سه و بقیشو نداشته باشیم...چطور وقتی میخواستیم ولفجر کنیم، یک و دو و سه و همینجور پشتِ سرهم میومد ولی حالا که نوبت به ما رسید، ماسید؟!...چرا با دنیا تعامل نداشته باشیم؟...با اَبَر قدرت ها...با غرب؟ چرا با انتقادِ سازنده مخالفت نکنیم؟!...اصلا چرا حتما باید خودمون چیزی تولید کنیم؟ از قدیم گفتن که ما کاشتیم و دیگران خوردند، دیگران بکارند و ما بخوریم!
سه تا عمو هم یه زمانی مدام میپرسیدن چرا پنجره بازه؟ چرا کتری رو گازه؟ چرا خان دایی چاقه؟ چرا گُل توی باغه؟ چرا...
...همینه دیگه...هرکسی یه سوالی داره خب...ما هم مثلِ بقیه سوال داریم...چه اشکالی داره...
سوال ما هم اینه...چرا...
چرا...
عَعَعَعَهههه...چرا یادم نمیاد چه سوالی داشتم؟!...سوالِ مهمی هم داشتما...خیلی مهم بود...اَه...چرا من باید یه همچنین سوال مهمی رو یادم بره؟...اَه...تُف به این حافظه...میخواستم سوالمو با شما در میون بذارم بلکه جوابشو پیدا کنم ولی مثلکه قسمت نیست این مشکلِ بزرگِ زندگیم به این زودیا حل بشه...
باشه...شما هم نمیخواد دیگه خیلی ذهنتونو درگیر کنین...ایشالا تو پست های بعدی یادم میاد و بهتون میگم...
فعلا همتونو به خداوندِ منان میسپارم  :)
/عمو صامت

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی