ژاکت

سرمای روزگار، تنها یک راه دارد...لباس گرم

ژاکت

سرمای روزگار، تنها یک راه دارد...لباس گرم

درباره بلاگ
طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب
۳۰ مرداد ۹۵ ، ۲۲:۰۰

به چه قیمت؟

امید می دهی...امیدهایت به چه قیمت؟

میخواهی عشق از یادم رود، به چه قیمت؟


دل سپردن، روز شمردن، پی دویدن، یاوه گفتن

بسیار غنیمت ها صرف تو کردن، به چه قیمت؟


از قدیم گفتند من را به خیرِ تو هیچ امید نیست

پس از این بیش تر، شر رساندن، به چه قیمت؟


روزهایم رفت و من ماندم و من ماندم و من ها...

تک تکِ روزهایم را تو خریدی اما به چه قیمت؟


راه ها نشانم دادی و جمله، همگی بیراه بودند

بگو چشم های گرانم را خریدی به چه قیمت؟


در جوانی نشمردم موهای سپید را، افسوس

حال تارهای سیاهم را بشمارم به چه قیمت؟


پیر، پندم می داد یک زمانی، از هوس بگریز

پندهای اکنونم را بفروشم به چه قیمت؟


عمرم را گرفتی و خودت را کردی صرف دِگران

این عمری که صرف شد از من به چه قیمت؟


پندی ز منِ بیچاره به گوش گیر، که ضرر خواهی کرد

گر ز خود، قبلِ دادنِ هرچیز، نپرسی "به چه قیمت؟"


#برگی از دیوان غزلیات باباطاهر نیمه عریان

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی