ژاکت

سرمای روزگار، تنها یک راه دارد...لباس گرم

ژاکت

سرمای روزگار، تنها یک راه دارد...لباس گرم

درباره بلاگ
طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب
۲۷ خرداد ۹۵ ، ۰۲:۲۸

شعر بی شعور

کار شاعر سخت است/شعرِ باشعور سخت است

سخت این است که نگذارد/کارَش به جفنگ آید


واژه هایی سخت و دشوار/ردیف و قافیه هم در کار

اگر مفهوم بیکار باشد/واژه و قافیه به چه کار می آید؟


دنیای شاعر، یعنی همین شعرها/اگر نباشد در میانِ مفهوم ها

دریا، دریاهای این دنیا/یک روز برایش به تنگ می آید


پس کو آن احساس های زیبا؟/همان شعرهای امثال مولانا؟

مگر شاعر امروز، عربی نمی داند؟/که شعر هم از پی احساس می آید!


قالب ها هم که کم نیستند/دیوان و شاهنامه هم که کم نیستند

فقط این وسط مغزم، یک دلیل را نمی یابد/که چرا هیچ یک از اینها، به کار شاعر نمی آید؟


شاعر و شب، هر دو شین دارند ولی/برای هر کدام، ساختند یک رهی

شب، خواب و شاعر، بیدار کند باید/اما هرچه مینگرم، معکوس می آید!


شعریست برای خودش، این دنیا/شاعرش هم شاعریست قابل

مفهوم دارد، آن هم چه مفهومی/حیف که به چشممان نمی آید


نمی دانم توانستم مفهوم را برسانم یا نه/توانستم نشان دهم جمله ی معروف را یا نه

اینجا هم اگر شاعری به جفنگ می آید/مقصر نیست، قافیه اش به تنگ می آید!


منبع: دیوان اشعار بابا طاهر نیمه عریان

#بابا طاهر نیمه عریان

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی